|
King Of Diss Love
|
لحظه هاى دورى ات را
با ساعت شنى مى شمارم
يك صحـــــرا گذشته است.

تو را نشد!
می روم
که خویش را
فراموش کنم...

دیگر
امیدی به آمدنت ندارم
مثل پرنده ای
که سال هاست
جفتش
مرده باشد...

شده
در اوجِ
جوانی،
با همین
ظاهر شاد،
تا گلو
پیرِ كسی
باشی و
قسمت
نشود؟!

عاشق هرکس شدمــــ
او شد نصيبـــــ ديگري
دل به هرکس دادمــــ
او هم زد به قلبمــــ خنجري
من سخاوتــــ ديده امــــ
دل را به هرکس مي دهمــــ
شرمــــ دارمــــ پس بگيرمــــ
آنچه را بخشيده امــــ
____________
ای مرگــــ برس که ز زندگی سیر شدمــــ
از مردمــــ این زمانه با رنج زیاد
با اینکه جوانمــــ بخدا پیر شدمــــ !!!
___________
زندگی !
کلاهت را بـه هوا بیانداز . . .
که من دگر جان بازی کردن ندارم !
تو بردی . . .
همه ی پــ ن : واسه مخاطب خاص (F)
Ðe$igNER
barbie