تبليغاتX
کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم

کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم

سلام..

یه سلام یواشکی به ناز ترین ، مهربونترین ، جیگر ترین  دوستهای این دنیا...

چرا یواشکی...؟؟؟

الان میگم بهتون.....

اول بگم اشتباه نکنید من بهنام نیستم.......!

من نرگسم که الان دارم یواشکی واسه بهنامم پست میذارم...

تو رو خدا اگه یه جایی دیدینش بهش نگید ها....اخه می خوام

خودش یه هویی بیاد اینجا و ببینه....مرسی میدونستم که نمیگید...

اخه یه کمه دیگه یه نی نی  می خواد به دنیا بیاد.

یه نی نی که یه پسر خوشکل و خوردنیه...

جانم یه نی نیه ناز...یه نی نیه کوچولو موچولو...یه نی نی که هم کوچیکیاش

مثل فرشته ها ست هم حالا که کلی بزرگ شده و آقا شده و از همیشه ناز تر...

بعد مامانی و بابایی جون اسمشو میذارن بهنام....

از اون سال یه عالمه میگذره ( می دونم می خوایین بگم چند سال ولی نمی گم..!)

اون نی نیه بزرگ بزرگ بزرگ بزرگتر میشه...تا الان که شده یه مرد و داره وارد

بیست و........ سال زندگیش میشه...

با هفت تا آسمون گلای یاس و میخک

با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک

فقط می خواد بگه تولدت مبارک

29 فروردین اینجا تولده....یه تولد درست و حسابی...تولد بهنام من...

تولد یه فرشته ی زمینی که اشتباهی اومده تو این دنیا...این دنیا واسه قلب دریاییش خیلی کوچیکه خیلی....

اگه می خواین تشریف بیارین لطفا کادو یادتون نره...!

من وبهنام گلی خوشحال میشیم ردپای سبزتون و گرمیه نوشته هاتونو بهمون

هدیه کنید...

منتظرتونیم هااااااااااااااا.......

حالا می خوام واسه بهنامم واسه اونی که شده صاحب قلبم بنویسم....

بهنامم، دیونه ی من، دلم میخواست تولدتو، تو وب خودم بگیرم اما خودت میدونی که نشد..شرمندم...واسه همه چیز.هم واسه اینکه بلد نیستم خوشکل واست تولد بگیرم

هم واسه اینکه تو این مدت خیلی اذیتت کردم.نگو نه امیدم...خودتم میدونی که راست میگم.تو این مدتی که باهمیم تو فقط، به من محبت کردی و تنهایی های عمیقمو، دل تنگی های گذشته مو واسم جبران کردی...

قلب مهربونت رو گذاشتی در اختیار من و خودتو رها کردی از  خودت..

شدی مال من..مال منی که دل شکسته و غمگین بودم و تنها مرگ می تونست

دل نا آروممو به آرامش برسونه...

اما من چی...؟؟

چی از من نصیب قلب دریایی تو شد..منی که یه دختر لوس و دردونم و همیشه با رفتارهای بچه گونم اذیتت کردم...همیشه بهمونه گرفتم و تو چه صبور فقط نگاهم کردی و با نگاه قشنگت منو شرمنده ی این همه مهربونی هات کردی...

بهنامم وقتی یاد رفتارهایی که باهات کردم میوفتم همش به خودم میگم هرکی جای بهنام بود تا الان ترکم کرده بود .یادته کی رو میگم...؟؟

اون روزایی که گذشته ی عذاب آورم دوباره واسم زنده شده بود و حتی با تو هم غریبه شده بودم اما تو ترکم نکردی.

موندی پیشم و دستای سردمو گرفتی تو دستای گرم و مردونت و بازم نگاه مهربونت و ریختی تو نگاهم و باز منو شرمنده ی قلب دریاییت کردی...

نمی خواستم روز تولدت از این حرفا بزنم ولی باور کن فقط از خدا می خوام یه روزی یه جایی بتونم جبران کنم این همه عشق و محبتی که نثارم کردی...

بهنامم تو لدت هزار بار مبارک...تولد تو یعنی تولد من.چون تا تو باشی منم هستم.

دلم می خواست بهترین هدیه ی دنیا رو بهت بدم اما ناتوان تر از اونیم که بخوام هدیه یی که لایق تو باشه رو پیدا کنم.

پس قلب شکسته و غمگینم رو بهت تقدیم میکنم.

یه قلب که تو صاحبشی.خونه ی تو رو توش ساختم.یه خونه که از جنس عشقو  و دوست داشتنه و هیچی نمی تونه خرابش کنه حتی جداییه من و تو...

بهنامم می خوام یه قولی بهت بدم... یه قول روز تولدت، که هیچ وقت نمی زنم زیرش...این بار با همیشه فرق داره..

نازنین قلبم میخوام به خاطر تو همیشه ،همیشه ،همیشه شاد باشم...

تا لحظه ای که کنارتم..بهنامم به جان خودت که عزیز ترینی تو این دنیا واسه ی من

قسم می خورم که دیگه نذارم غم و غصه بیاد و بشینه تو قلبم..تو خونه ی تو...

وقتی من غمگینم تو هم غمگین میشی و من نمی تونم چشای نازتو خیس ببینم..

قول میدم که دیگه نرگستو غمگین نمی بینی...قول یه قول مردونه...

دوست دارم بهنام بیشتر از اونی که فکرشو بکنی...

این روزا اینقدر کارت زیاد شده که کمتر میتونیم با هم باشیم.اولا واسم غیر قابل تحمل بودآخه لحظه به لحظه ی من با تو پر میشد بهنام.حالا سخته بخوام کمتر پیشت باشم

اما یه کم خودمو عادت دادم.هنوزم اذیت میشم اما به همین که کنارمی دلم خوشه.

بهنامم حتی وقتی کنارم نیستی گرمیه نفساتو حس میکنم...با همه ی وجودم..

واست هزاران سبد گل آرزو میکنم همرا با یه دنیا خوشبختی و عشق...

آرزوی خوشبختیه مهربونم ...حالا کنار هرکی...فقط خوشبخت باشی همین...

امیدم منو ببخش به خاطر همه چیز....همه ی اون روزا....همه ی اون لحظه های بد

دوست دارم تا لحظه ای که نفس های بی رمقم  منو واردار میکنن که این دنیای بی رحم رو تحمل کنم... 

 

                     دل من روی زمینه دل تو ،تو آسمونه

                        انقدر دوست دارم من، که فقط خدا می دونه

                            بیا یه عهدی ببندیم ببینیم کدوم یک از ما

                                       تا ته جاده دنیا بر سر عهدش می مونه

 

                     یادمه پرسیدم از تو که میشه با هم بمونیم؟

                        گفتی این که دست ما نیست بذارش پای زمونه

                                 چه بباری،چه بتابی،چه بخندی،چه بخوابی

                                      عزیزم چه فرقی داره واسه اون که شد دیونه

 

                     نکنه بری یه روزی با یه قایق از کنارم

                     واسه ی دلم نذاری نه اشاره نه نشونه

                      می دونم یه جای این عشق،خستگی ،کار میده دستت 

                                     مرغ عشقمون رو آخر میکنی بی آشیونه 

 

                     من نمی دونم چی میشه ،نمیشه بگذرم از تو

                      شاید اون موقع ببارم تا شاید بیای به خونه           

                              خلاصه فقط می خواستم قصمون رو گفته باشم

                                می دونم که آخر عشق با خدای مهربونه  

 

                   دل من فکراشو کرده که صبور و با وفا شه

                     کاش دل تو هم صبور شه این روزا اگر بتونه

                         دیگه حرفی  نیست عزیزم بجز اشکی که می ریزم

                                   کاش بپرسی راز عشق و از گلای ناز پونه

 

                                 ( تولدت مبارک امید زندگیه نرگس)

دوستای خوبم ببخشین که تولدمون خیلی خیلی مفصل نبود

اما توان نرگس همین بود

شما به بزرگیه خودتون ببخشین

"کوچیک همه ی شما و عاشق همیشه ی بهنام"

نرگس

 

+ خط خطی شده دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 14:37 به قلم بهنام و نرگس جون 2 گمشده عشق |


 

سلام دوستای عزیزم...امیدوارم که همتون خوب و سر حال باشین.

خیلی دلم گرفته...نمیدونم چیکار کنم....

من که اصلا هیچ احساسی واسه اومدن عید ندارم...تو دل من بهار مرده

فصل دل من فقط پاییزه...خب دیگه زیاد از حال خودم نمینویسم تا خدایی نکرده دلتون بگیره.

یه شعر خودم گفتم تقدیم میکنم به همه ی عزیزانم که هیچوقت تنهام نذاشتین...

عید همتون مبارک...

 

*نرگس جان عیدت مبارک*

 

چی بگم نمیدونم،آخه میخوام ترکت کنم

میخوام برم تا بیش از این با گریه هام زجرت ندم

میخوام توهم اشک نریزی پشت سرم

نگی که بی وفا بودم نگی که پیشت بمونم

خودت میدونی عزیزم دوست دارم یه عالمه

اگه بگم از غصه هام درده دلت زیاد میشه

من نمیخوام تو هم بشی مثله خودم

یه عاشقه مونده تو راه با کوله باری خاطره

تو رو خدا بذار برم نذار از عشقت بمیرم

من بمونم رسوا میشی میخوام که تنها بسوزم

میخوام فقط تنها باشم تو تنهاییم دق بکنم

تا که تو رو عذاب ندم فقط بهت فکر بکنم

خودت میدونی عزیزم که واسه چی میخوام برم

که واسه چی میخوام بگم خدانگهدار عزیزم

فکر نکنی رفتن من آخره عشقمون بشه

گذشتن از نگاه تو راحت و آسوده باشه

خونه تو رگهای منی نمیشه بی تو زنده بود

نمیشه بی تو لحظه ای حتی یه دم نفس کشید

دیگه دارم کم کم میرم بی تو توی هجوم غم

اگر چه سخته رفتنم،رفتن و تنها موندم

میخوام بدونی همیشه یکی تو رو دوست داره

یکی که تو تنهاییاش فقط به تو فکر میکنه

 

فقط به تو فکر میکنه...... فقط به تو فکر میکنه

 

*Behnam* 

 

 

+ خط خطی شده چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 14:41 به قلم بهنام و نرگس جون 2 گمشده عشق |


 

خیلی وقته این جا پرسه می زنم

 

جای رد پاتو من نیستی و بوسه می زنم

 

اگه حتی تو جوابمو ندی

 

من بازم با عکس تو حرف می زنم

 

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره

 

سهم اون یه عشق تازه

 

سهم تو طناب داره

 

بسه اشکاتو نگه دار غم تو یکی دو تا نیست

 

پا نذار روی غرورت جای اون به زیر پا نیست

 

جای اون به زیر پا نیست

 

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره

 

سهم اون یه عشق تازه

 

سهم تو طناب داره...

 

سهم تو طناب داره

 

 

+ خط خطی شده سه شنبه سی ام بهمن 1386 10:32 به قلم بهنام و نرگس جون 2 گمشده عشق |


 

اگه بری منم میرم  تا برسم به عشق تو

 

تا نمونم اینجا بشم اسیره غصه های تو

 

فکر نکنی دروغ میگم یا که میخوام بازیت بدم

 

نه عزیزم من حاضرم جون واسه تو فدا کنم

 

فدات بشم چرا میخوای بری که من تنها بشم

 

بدون تو آواریه کوه و بیابونا بشم

 

یه خواهشی دارم ازت که منو تنها نذاری

 

حالا که مبتلات شدم نگی که بی من میتونی

 

با اینکه دور از خودمی بدون توی وجودمی

 

تو ذره ذره ی تنم انگار که توی خونمی

 

اینو هیچوقت یادت نره که من واسه تو می میرم

 

حتی اگه بشه میرم، تا غم تو چشمات نبینم

 

نخند بهم تو روخدا عاشقی تو،خوب میدونی

 

چه دردیه دوریه یار چه میکشم از دست عشق

 

چشام همش خیره به در تو لحظه های انتظار...   

 

*بهنام*

اگه بری منم میرم تا برسم به عشق تو

                                                           

+ خط خطی شده یکشنبه هفتم بهمن 1386 12:24 به قلم بهنام و نرگس جون 2 گمشده عشق |


 

 

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو

 

بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

 

تو بی وفا بودی ولی ، اونکه برات می مرد منم

 

تا زنده ام دوست دارم اینه کلام آخرم

 

من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بذارم

 

تو سردی خاطره ها بگم که دوست ندارم

 

دلم می خواد همین یه بار اشکامو پنهون بکنم

 

باور کنی تو رو می خوام غربتو زندونی کنی

 

بیام به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات

 

دیوونه وار فدات بشم بمیرم من واسه چشات

 

اما هنوز فاصله مون دوره و دست من جداست

 

ترانه ی سکوت من تو بغض آخرم رهاست

 

کاشکی می شد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم

 

 تو چشم من نگاه کنی بگی که عاشقت منم.

 

 

 

+ خط خطی شده چهارشنبه دوازدهم دی 1386 11:20 به قلم بهنام و نرگس جون 2 گمشده عشق |


 

رفتی اما عاشق تو ، تو رو از یادش نبرده

 

شاخه های خشک امید جون داره هنوز نمرده

 

چشم به راهت منه تنها شب و روزا می شمردم

 

با اینکه تنهای تنهام تو رو از یادم نبردم

 

می دونی روزای رفته بی تو معنایی نداشته

 

سرنوشت ما رو جدا کرد منو تنها جا گذاشته

 

یادته هر روز غروبا تو چشام نگا می کردی

 

اشک تو چشمات حلقه می شد اما انگار دیگه سردی

 

آره تو دیگه سردی

 

دیگه کم کم باورم شد که باید تنها بمونم

 

گفتی که فراموشم کن نه نخوا من نمی تونم

 

بعد تو روز و شب من دیگه معنایی نداره

 

هر چی خوبیه تو دنیا تو رو یاد من میاره

 

می دونی که بی تو تنهام غروبا دلم می گیره

 

وقتی که نیستی کنارم دلم از غصه می میره

 

می دونی روزای رفته بی تو معنایی نداشته

 

سرنوشت ما رو جدا کرد منو تنها جا گذاشته

 

حسرت بودن با تو توی قلب من می مونه

 

حال و روز دل من رو هیشکی جز تو نمی دونه.

 

 

حسرت بودن با تو توی قلب من می مونه

 

+ خط خطی شده شنبه هفدهم آذر 1386 12:13 به قلم بهنام و نرگس جون 2 گمشده عشق |


 

رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات

 

میخوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات

 

دوست داشتم با گلای سرخ میومدم به دیدنت

 

نه اینکه با رختِ سیاه چشمای سرخ ببینمت

 

گلُ پرپر می کنم سر مزارت تا ابد بارونیه چشمای یارت

 

رفتی افسوس گل من چون در دل خاک

 

از تو یادگاریه چشمای نمناک

 

پائیز غریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود

 

گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود

 

گلمُ ازم گرفتی تک و تنهام زیر بارون

 

حالا که نیستی کنارم می زارم سر به بیابون

 

هنوزم بارون می باره تو میای انگار کنارم

 

خودتم بهتر می دونی مثل بارونم می بارم

 

پائیز غریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود

 

 گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود.

 

 

پاییز غریب و بی رحم

 

 

+ خط خطی شده شنبه دهم آذر 1386 9:56 به قلم بهنام و نرگس جون 2 گمشده عشق |


DESIGN BY :MINOS X

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ...
دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ...
من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ...
شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام


صفحه نخست
ایمیل من




خاطرات پيشين

هفته چ