|
تقدیم به تو که مثل ۱۴آبان سال گذشته برات نوشته بودم ولی با این تفاوت که نمیشناختمت ولی الان میشناسمت و میدونم که... صداقت قلب منو اون دید و باورش نشد اشکای غم رو گونه هام چکید وباورش نشد گفتم اگه خدا خداست یه روز به حرفم میرسی یه روز میاد دل خودت بشه گرفتار کسی از من با احساسی که دل ساده بودم من با همه ساختی تو با رنگ و ریا یکی مثل مجسمه ساختی تو با رنگ و ریا کاری کردی که دیگه حرفاتو باور ندارم منم به عشق میخندم و روی وفا پا میذارم هرگز دیگه غرورمو برای عشق نمیشکنم اینو بدون که بعد از این یه پارچه سنگ و آهنم آره بدون که عشق تو افتاده دیگه از چشم خدا میدونه بعد از این منم مثل خودت میشم کاری کردی که دیگه حرفاتو باور ندارم منم به عشق میخندم و روی وفا پا میذارم... + خط خطی شده پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 15:48 به قلم بهنام و نرگس(غریبه) |
چند روزه توی اتاقم دارم از دوریت میمیرم دل من هواتو کرده هی شمارتو میگیرم اگه برداری می فهمی پشت خط کی چشم به راته اونی که خودت رو می خواست حالا راضی به صداته انقدر میگیرمت شاید که برداری یه روز تو که از حال خراب من خبر داری هنوز نگو از یاد تو رفتم اخه قلبم بی گناهه نازنینم یه لحظه بردار بگو اصلا اشتباهه زود قضاوت کردی اما مثل خونی تو رگم کلی حرف آماده کردم اگه برداری بگم این همه میگیرمت خب چرا قطع میکنی پشت خط موندم دوباره با کی صحبت میکنی انقدر میگیرمت شاید که برداری یه روز تو که از حال خراب من خبر داری هنوز نگو از یاد تو رفتم اخه قلبم بی گناهه نازنینم یه لحظه بردار بگو اصلا اشتباهه + خط خطی شده یکشنبه نوزدهم مهر 1388 9:16 به قلم بهنام و نرگس(غریبه) |
سلام به همه ی دوستای گل و ابجی های دوست داشتنی خودم من برگشتم و الان دارم مینویسم... برگشتم به این معنی که رفتم سربازی و با کلی دردسر یه مرخصی 24 ساعته گرفتم جاتون خالی بچه ها یه اذیتی میکنن که خدا به سر هیچ کدومتون نیاره.. دلم واسه همتون تنگیده گلای مهربونم..به خدا....باور کنید... به قول فرماندهمون..باور کن... وقتی میخوایم بخوابیم بشین پاشو و پا مرغی...وقتی بیداری میزنن بازم همن کارا خدا به دادمون رسید که افتادیم تو ماه رمضان... خلاصه من پشیمونم که رفتم سربازی...به جز سربازی هر کاری میکنیم... از سیمان خالی کردن بگیرید تا سرویس شستن و جارو کردن و آسفالت کندن و از این جور حمبالی ها... یه سرگروهبان داریم همش میگه پوست سرتون رو میکنم یا هم میگه پسر دندوناتو خرد میکنم ها... فقط پسر پسر میکنن... دیگه سرتون رو درد نیارم... همتون مواظب خودتون باشین... یه چیز: آبجی خانوما داداش بهنام همیشه داداش بهنامتون می مونه...
همتون رو میبوسم...
برام دعا کنید....
از گلای مهربون و نازم که برام نظر گذاشتن خیلی ممنونم...
+ خط خطی شده پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 22:28 به قلم بهنام و نرگس(غریبه) |
سلام به همه ی دوستای خوب وآبجی خانومای مهربونم.... بچه ها من واسه یه مدتی نیستم و نمیام نت و خواستم بهتون خبر بدم همین. امیدوارم تو این مدتی که من نیستم بهتون خوش بگذره و به آرزو هاتون برسین. میدونین چرا؟ چون خیلی خیلی خوشحال میشم که شاد ببینمتون. راستی بچه ها وبم بسته نمیشه ها..حتما هر از گاهی بهم سر بزنید. همتون رو دوست دارم. آبجی راحیل/همراز جونی که از دستم ناراحته/آبجی آیدا که میدونم چرا جوابمو نمیده/یاقوت نازم رز عزیزم/باران جون/درسا جون/ندا و نگار عزیز/ماندانا جون/پریسا جون/عاشق آواره/ آبجی ترانه/دختر خاکستری/سارا جون/نوشین جون/بهاره جون/نادیا جون/نیوشا جون/نگین جون/ الهام جون/زهره جون/بهاره جون/عسل جونم/وفای گلم/و... اگه اسم کسی جا مونده ببخشه... خودت می دونی می دونم دلیل رفتنت چی بود اما می تونستی نری چرا میگی قسمت نبود اگه قسمت نبود چرا تو موندی خدا چرا ما رو به هم رسوندی اگه می دونستی یه روزی میری چرا روزا رو تا اینجا کشوندی چی بودم چی شدم به خاطر تو ولی پشت دلم رو خالی کردی حالا اسمت میاد گریم میگیره نمی دونی که با دلم چه کردی اگه در حق تو خوبی نکردم بدون که خالی بود دستای سردم ولی من در عوض هر چی که بودم با احساسات تو بازی نکردم اگر چه می دونم دوسم نداری به هر در میزنم تنهام نذاری اگر پای کسی هم در میونه بذار اسمت اقلا روم بمونه دم آخر بذار دست توی دستام بذار بهت بگم دردم چی بودم فقط لطفی کن و حرفامُ بشنو شاید دیگه نگی قسمت نبوده اگه تصمیم رفتن رو گرفتی ببخش اگه پشیمونت نکردم آره من واسه تو کم بودم اما با احساسات تو بازی نکردم... + خط خطی شده جمعه شانزدهم مرداد 1388 9:16 به قلم بهنام و نرگس(غریبه) |
:::::نمی دونم چرا یاد تو افتادم ::::: :::::مثل اون لحظه ها که پیش هم بودیم ::::: ::::: مثل وقتی که عشقی بود و حرمت داشت ::::: ::::: برای هم عزیز و محترم بودیم ::::: ::::: هواتو دارم و فکرت نمیذاره ::::: ::::: روزای زندگیمُ سر کنم بی غم ::::: ::::: دلم خیلی گرفته گیج و داغونم ::::: ::::: دارم از دست میرم ابری و نم نم ::::: ::::: دارم از دست میرم بی تو بی محرم ::::: ::::: میشینم خیره میشم نقطه ها کورن ::::: ::::: پا میشم راه میرم راها نفس گیرن ::::: ::::: تو رو حس میکنم این نا خداگاهه ::::: ::::: واسه من خاطرات تو نمی میرن ::::: ::::: نمیتونم فراموشت کنم سخته ::::: ::::: عذابه یاد تو زجر آوره هر بار ::::: ::::: هنوز خیلی دوست دارم ولی دیگه قرار نیست ::::: ::::: چیزی از نو باز بشه تکرار ::::: ::::: قرار نیست چیزی از نو باز بشه تکرار ::::: نمی دونم چرا یاد تو افتادم!!!!!!!!! دوستای عزیز و مهربونم آدرس پایینی وب داداشمه اگه دوس داشتین برین ببینین. http://shabeasheghoone.blogfa.com/ + خط خطی شده یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 14:3 به قلم بهنام و نرگس(غریبه) |
|